کمبود برق با صنعت ایران چه می کند؟


بورسان: قیمت نسبی قدرت شرکت ها در طول سال ها پایین بوده است. چرا که دولت با دستور قیمت در صنعت برق اجازه افزایش قیمت را نداد. در عین حال دستمزد کارگران تا حدودی همراه با تورم افزایش می یابد و می توان گفت که قیمت نسبی نیروی کار عموماً بالاتر از ظرفیت شرکت است. بنابراین، با گذشت زمان، شرکت ها فرآیند تولید خود را به سمت بهره وری انرژی سوق داده اند. مزیت این شرکت این است که تا حد امکان تولید آن به انرژی بستگی دارد، ارزان است و کمتر به عملیات بستگی دارد. این یکی از دلایل اصلی بیکاری در اقتصاد ایران است که مدت هاست در این شرایط ایجاد شده است.

اکنون به دلیل هرج و مرج صنعت برق در سال های گذشته – از جمله انحصار دولتی و قیمت های دستوری – سرمایه گذاری کافی در این صنعت صورت نگرفته است و با قیمت های فعلی، تقاضا برای برق بیش از ظرفیت آن است. نحوه سرمایه گذاری در این صنعت در نمودار زیر قابل مشاهده است. قطعی برق در بخش های خانگی و صنعتی نتیجه این وضعیت است. به نظر می رسد با توجه به اعتراضات فراوان بخش داخلی به دلیل قطعی برق، امسال بیشتر قطعی های برق متوجه صنعت بوده است. این صنعت به برق ارزان عادت کرده است، فرآیندهای آن بر برق متمرکز است و اکنون باید در کوتاه مدت با کمبود برق مواجه شود. در واقع یکی از راه هایی که در نظر گرفته شده این است که یک روز از هفته در شرکت برق نباشد و طبق این اطلاعیه در آن روز شرکت به طور کامل تعطیل می شود. بنابراین بخشی از تولید این شرکت به دلیل کمبود برق به طور مستقیم کاهش می یابد.

توقف سرمایه گذاری در صنایع آب، برق و گاز در سال های اخیر

آب، برق و سوخت نسبت به سایر تاسیسات گرانتر شده است

نشانه اولیه و آسان کمترین قیمت انرژی و آب در ایران را می‌توان در شاخص‌های قیمت مصرف‌کننده منتشر شده توسط مرکز آمار برای محاسبه تورم یافت. با فرض اینکه قیمت همه کالاها در سال 1395 برابر با یکصد باشد، ارزش گروه آب، برق و سوخت در سبد مصرفی پس از پنج سال و سه ماه به عدد 229 رسید، در حالی که شاخص سبد مصرفی به عدد 482 و مواد غذایی رسید. سطح قیمت حدود 74 برابر (شاخص 737) افزایش یافت. نمودار زیر تفاوت بین سبد مصرف انرژی و سایر گروه های محصول را نشان می دهد. البته مالیات بر قیمت انرژی برای خانوارها و صنایع متفاوت است اما این قیمت پایین نسبی در تمام اقتصاد ایران وجود دارد.

شاخص قیمت خرداد 1401 با احتساب عدد 100 در سال 1395

ایران سابقه ضعیفی در بهره وری انرژی دارد

نمودار زیر تاثیر قیمت پایین انرژی در ایران را نشان می دهد. در حالی که در بسیاری از کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه نسبت مصرف انرژی به اندازه اقتصاد (تولید ناخالص داخلی) کاهش یافته است، این نسبت در اقتصاد ایران طی سه دهه گذشته افزایش یافته است. نسبت ذکر شده در عملکرد نشان دهنده کارایی انرژی در تولید اقتصاد کشور است. زیرا نشان می دهد که چقدر انرژی در تولید کل اقتصاد مصرف می شود. از زاویه ای دیگر، این معیار میزان مصرف انرژی فرآیند تولید را نشان می دهد. هر چه مصرف انرژی در نرخ تولید ثابت بیشتر باشد، انرژی بیشتری باید برای تولید خروجی ثابت مصرف شود. بنابراین صحت این ادعا که ساختار اقتصاد ایران در بلندمدت منجر به افزایش نقش انرژی در تولید شرکت ها شده است، تا حدی با این نمودار مشخص می شود.

مصرف انرژی نسبت به تولید ناخالص داخلی برای چند کشور منتخب و جهان

آیا رشد صنعت در تابستان متوقف می شود؟

آخرین گزارش مرکز تحقیقات پولی از تولیدات صنعتی در خردادماه، از رشد مثبت تولیدات صنعتی و کاهش قیمت کالاها در خردادماه خبر می دهد. اما برای پیش بینی رشد آتی شرکت ها پارامترهای مهمی از جمله کاهش عرضه خوراک و کاهش ظرفیت واحدهای تولیدی به ویژه در فصل تابستان محدودیت انرژی می تواند محدودیت مهمی برای بسیاری از شرکت ها باشد. وضعیت فعلی کمبود برق می‌تواند باعث کندی کسب‌وکارها شود، حتی در شرایطی که تحت تحریم‌ها و اختلالات اقتصاد کلان رشد می‌کنند.

انگیزه بهره وری برای مصرف انرژی

برای تولید نیروی کار، سرمایه و انرژی ضروری است. بر اساس روش تولید، ترکیب این نهاده ها به محصول نهایی منجر می شود. اما در دراز مدت اینکه چه روشی برای تولید محصول انتخاب می شود و از چه ترکیبی از نهاده ها استفاده می شود به عواملی مانند قیمت نسبی این نهاده ها بستگی دارد. هنگامی که قیمت انرژی در طول زمان کاهش می یابد، قیمت نسبی آن کمتر از سایر نهاده ها، به ویژه نیروی کار خواهد بود. بنابراین روش تولید منجر به مصرف بیشتر انرژی و اشتغال کمتر کارگران می شود. در نتیجه، یکی از قربانیان اصلی کاهش قیمت انرژی در اقتصاد ایران، اشتغال پایین است. بنابراین، برق و انرژی عموماً در طول زمان بر خلاف اشتغال عمل می کنند.

شوک الکتریکی در تولید

مشاغلی که فعالیتشان به برق ارزان عادت کرده است، به ویژه تحت تأثیر قطعی برق مکرر قرار می گیرند. اگرچه آنها برای تولید خود به انرژی زیادی نیاز دارند، اما فقدان این ورودی در کوتاه مدت به آنها آسیب می رساند، بدون اینکه رفتار بلندمدت آنها تغییر کند. زیرا صرفه جویی آنها در مصرف انرژی (مثلاً یک روز تعطیلی آنها در هفته) به دلیل سفارش خارجی است و بر اساس سود آنها نیست. به عبارت دیگر، تغییر در قیمت نسبی انرژی در بلندمدت خود می‌تواند فرآیند تولید را به سمت مصرف انرژی کمتر برای کاهش تقاضای انرژی سوق دهد. در عین حال ممکن است اشتغال در صنعت افزایش یابد. اما وضعیت فعلی در کوتاه مدت خطرناک است و در دراز مدت بهبود نخواهد یافت.