کتاب جدیدی که باید برای خبرنگاران خوانده شود، به سن گرایی می پردازد


تریسی گندرون، Ph.D. (عکس از دانشگاه مشترک المنافع ویرجینیا)

همه ما مقصر پیری هستیم، حتی آنهایی از ما که برای امرار معاش در مورد پیری گزارش می دهیم یا مطالعه می کنیم. همه جا وجود دارد – در تبلیغات، فیلم ها، محل کار، محیط های مراقبت های بهداشتی، و روابط خانوادگی و اجتماعی. با این حال، تا زمانی که آگاه نباشیم و نخواهیم سوگیری سنی را بپذیریم، نمی‌توانیم به عنوان یک جامعه بر آن غلبه کنیم.

برای همین خیلی مشتاق خواندن بودم سن بدون نقاب توسط تریسی گندرون، دکترا، رئیس بخش پیری شناسی دانشگاه مشترک المنافع ویرجینیا و مدیر اجرایی مرکز ویرجینیا در مورد پیری. این کتاب که به خوبی تحقیق و نوشته شده است، مواجهه ما را با موضوع “پیری بد است، جوان خوب است” از دوران کودکی بررسی می کند.

گندرون خوانندگان را راهنمایی می‌کند که چگونه سوگیری‌های ضمنی و صریح ما را تشخیص دهند و پیری را به‌عنوان تجربه‌ای مثبت، نه منفی، دوباره چارچوب‌بندی کنند. او همچنین بحث می‌کند که چگونه می‌توانیم بدون در نظر گرفتن سن با همه با ملاحظه‌تر رفتار کنیم.

در این پرسش و پاسخ، گندرون آنچه را که روزنامه نگاران باید در هنگام گزارش در مورد نگرانی های مربوط به سالمندی در نظر داشته باشند، به اشتراک می گذارد. این گفتگو برای اختصار و وضوح ویرایش شد.

وقتی می گویید “سن پرستی تعصب ما نسبت به خود آینده مان است” منظورتان چیست؟

همه فکر می کنند که سن مربوط به افراد مسن است. ما هستیم همه سالخورده. نه فقط در سالهای آخر زندگی، بلکه در طول عمر ما. ما نمی‌دانیم که نه تنها خود را برای تبعیض علیه خود آینده‌مان آماده می‌کنیم، بلکه بر سلامت خود تأثیر منفی می‌گذاریم. ارتباط قدرتمندی که مردم باید ایجاد کنند این است که همه ما بزرگان آموزش هستیم. هنگامی که شما بر اساس سن بالاتر علیه شخصی تبعیض قائل می شوید، خود را برای همان سطح تبعیض آماده می کنید.

چرا سن گرایی در فرهنگ های غربی بسیار بیشتر از سایر جوامع به نظر می رسد؟

غم و اندوه اگر الان به سراغ ادبیات بروید، می بینید که سن گرایی همه جا هست. در همه فرهنگ ها، همه قاره ها و همه کشورها وجود دارد. بسیاری از اینها به جدایی خانواده ها مربوط می شود زیرا ما دیگر در جوامع بین نسلی زندگی نمی کنیم. شاید فرهنگ ها و جوامع خیلی بومی نباشند، اما در بیشتر موارد، بچه ها دور می شوند. آنها در جایی که والدینشان زندگی می کردند زندگی نمی کنند. و بنابراین، افراد مسن را نهادینه می کنند و می بینند مراقبت به عنوان یک بار چون اینطوری در موردش حرف میزنیم شما شاهد افزایش سن گرایی در همه جا هستید، اما بخشی از آن به این دلیل است که ما سخنان نسلی را به عنوان سن گرایی به رسمیت نمی شناسیم.

چگونه به نقطه ای رسیدیم که بزرگ شدن چیز بدی است؟ روزگاری ما به بزرگترها احترام می گذاشتیم.

سن گرایی در همه جا وجود دارد، آنقدر که ما فراموش می کنیم آن را بپذیریم. فراموش می کنیم که آن را ببینیم. من این کتاب را نوشتم تا سعی کنم قسمت «چگونه به اینجا رسیدیم» را بفهمم زیرا داستانی طولانی و پیچیده است. پیری پیچیده است زیرا پیری پیچیده است. پیری فقط یک چیز نیست. و من فکر می کنم بسیاری از مردم در نگه داشتن دو چیز متضاد در سر خود به طور همزمان مشکل دارند. پیری در مورد زوال است. افزایش سن نیز در مورد رشد است.

سازه های جوامع ما برای ساختن آن آجر به آجر ساخته شده اند [aging] نامرئی تر این واقعیت که ما معمولاً افراد مسن را از هم جدا می کنیم باید به اندازه کافی چشم باز باشد که اینطور باشیم، چرا اینطور است؟ چرا این جوامع را می سازیم و افراد مسن را آنجا می گذاریم؟

افراد مسن تر می خواهند در جامعه باشند. آنها می خواهند جایی برای تعلق داشته باشند. من فکر می‌کنم سن‌گرایی عامل اصلی این امر است ایزوله سازی اجتماعی. وقتی جایی ندارید که احساس کنید برایتان ارزشمند است، منزوی شدن آسان است.

شما در کتاب ذکر کرده اید که اگر در برخی از روش هایی که در مورد افراد مسن صحبت می کنیم، نژاد یا مذهب را جایگزین کنیم، قابل قبول نیست. آیا می توانید آن را گسترش دهید؟

کلمات پیر و جوان اغلب با قضاوت های ارزشی همراه هستند. بنابراین، حتی اگر بگویید «ضد پیری یک صنعت است»، اگر بخواهید چیز دیگری را در آن مکان جایگزین کنید، ضد جنسیت، ضد نژاد، ضد هر چیزی، آن را توهین‌آمیز می‌دانید. من مردم را به انجام این کار تشویق می کنم.

برای من به عنوان یک روزنامه‌نگار اغلب اوقات ناامیدکننده‌ای است که می‌بینم تجزیه جمعیتی 65 سال و بالاتر – مثل همه افراد مسن یک گروه بزرگ همگن هستند. چگونه می‌توانیم با آن مقابله کنیم زیرا طیف وسیعی از توانایی‌ها و چالش‌ها در میان این جمعیت وجود دارد؟

من درک می کنم که برای تعریف افراد باید پارامترهایی داشته باشیم. اما حق با شماست. خطر این است که وقتی این طرح‌ها را ایجاد می‌کنیم، پیش‌بینی می‌کنیم که مردم از چه چیزهایی خوششان می‌آیند یا از چه چیزهایی خوششان نمی‌آید، برای چه چیزی ارزش قائل هستند و چه چیزی را می‌خرند.

شما می توانید دو نفر را در یک سن در یک موقعیت قرار دهید و آنها آن موقعیت را متفاوت تفسیر می کنند. سن به تنهایی پیش بینی کننده خوبی برای سلامتی یا هر چیز دیگری نیست. اما، ما هنوز راه بهتری برای گفتن یا طبقه بندی آن پیدا نکرده ایم. این یک سوال پیچیده است.

روزنامه‌نگاران چگونه می‌توانند هنگام نوشتن در مورد این جمعیت، بیشتر از زبان یا تعصبات آگاه باشند؟

یک قدم به عقب بردارید و ببینید آیا شما در بحران زبان سهیم هستید یا خیر. به عنوان مثال، به جای سونامی نقره که آن را برابر با یک فاجعه طبیعی بدانیم، چطور می‌توانیم آن را از بین ببریم و به فرصت‌ها نگاه کنیم، به‌جای گروهی ثروتمند و متنوع از افراد مسن که تجربیات زیسته زیادی را به ارمغان می‌آورند؟

همه ما مغرضانه خواهیم بود. ما نمی توانیم به آن کمک کنیم. مغز ما به این شکل کار می کند. آنچه شما در مورد آن صحبت می کنید بسیار مرتبط است زیرا ما باید همه این اطلاعات را وارد و ترکیب کنیم.

به عنوان خبرنگاران، اگر به دنبال یک داستان یا زاویه ای هستید، توقف کنید و به تعمیم های گسترده ای که درباره کل گروه های مردم می کنید فکر کنید. اگر ما فقط این کار را انجام دادیم و صحبت در مورد جمعیت سالخورده به عنوان این گروه همگن از مردم را متوقف کنیم و در عوض شروع به بازتاب تنوع و تنوع غنی کنیم. ناهمگونی را تشخیص دهد این در درون آن است، آن یک مرحله حیاتی خواهد بود. فکر پیری را به عنوان پیری متوقف کنید و به پیری به عنوان رشدی فکر کنید. به افراد مسن مانند این گروه بزرگ یکپارچه و همگن فکر نکنید. شروع به زیر سوال بردن تعصبات خود کنید.

ما همچنین باید پیری موفق را با توانایی جسمی و شناختی یکی نکنیم. در نهایت، همه ما یک کاهش را تجربه خواهیم کرد. همه میمیریم. ما موجودات فانی هستیم. بنابراین، آیا این بدان معناست که هر یک از ما در زمان پیری خود ناموفق هستیم؟ آیا این بدان معناست که وقتی ما می میریم، این یک شکست در پیری است؟ آیا نمی‌توانیم بپذیریم که همه ما مسیرهای مختلفی داریم که شامل تغییراتی در نحوه تفکر، احساس و نحوه عملکرد بدنمان می‌شود؟ بسیاری از مردم احساس می کنند از این تعریف موفقیت کنار گذاشته شده اند. و با این حال آنها می توانند شادی، معنا و هدف زیادی در زندگی خود بیابند

منابع