چگونه تشخیص یک دختر باعث تغییر شغلی مادرش شد


سیآرینا بلاک در یک شیفت شبانه با نیروی دریایی ایالات متحده در ژاپن کار می کرد و داده های اقیانوس شناسی را برای خدمه پرواز نیروی هوایی آماده می کرد که شوهرش تماس گرفت. او می‌توانست ترس را در هق هق‌های مایکل حس کند: دختر 4 ماهه آنها، مدیسون، وقتی با او روی تختشان می‌چرخید، لنگ شده بود. چشمانش برگشته بود و بدن کوچکش شروع به تشنج کرده بود. بلوک به خانه رفت، سپس شوهر و دخترش را در حالی که در باران تند باران می لرزید، به بیمارستان رساند.

او گفت: «من به نوعی وارد عمل شدم. مایکل یک مرد بسیار سرسخت است، اما در قلب او بسیار نرم است. از صدای تلفنش فهمیدم که در حال فرو ریختن است. می‌دانستم که بین ما دو نفر، من باید حاضر شوم و منسجم باشم تا آنچه را که قرار است اتفاق بیفتد، هدایت کنم.»

برای پنج ساعت بعد، مدیسون بی پاسخ ماند. پدر و مادرش برای خداحافظی آماده شدند. اگرچه مدیسون بهبود یافت، اما تشخیص داده شد که به هیدروسفالی، تجمع مایع در حفره‌های عمیق مغز، مبتلا است. با افزایش فشار در مغز او، نیروی دریایی این زوج نگران را به سن دیگو فرستاد، جایی که یک جراح مغز و اعصاب اطفال یک شانت را برای هدایت مجدد مایع قرار داد.

تبلیغات

بلاک که در آن زمان فقط 23 سال داشت، با مدیسون در سن دیگو ماند و شوهرش به ژاپن بازگشت تا وسایل خود را جمع کند و منتظر ماموریت مجدد از تفنگداران دریایی بود. شب، بعد از اینکه دخترش به خواب رفت، بلاک شروع به خواندن در مورد علومی که در زمینه وضعیت رشد عصبی او وجود داشت، کرد.

او گفت: «این اولین آشنایی من با علوم اعصاب بود. من می‌گفتم: «اوه، این خیلی چیزها را توضیح می‌دهد».

تبلیغات

سیزده سال پس از اینکه بلاک تصمیم به تغییر شغل گرفت، نویسنده اصلی مقاله‌ای بود که این هفته در Cell Reports منتشر شد که نشان می‌داد قرار گرفتن موش‌های باردار در معرض اگزوز گازوئیل، همراه با استرس آنها از طریق محدود کردن مواد لانه‌سازشان، منجر به غیرعادی شدن آنها می‌شود. رفتار اجتماعی و تغییرات پایدار در مغز توله‌های نر آنها – البته نه فرزندان ماده. این کار به مکانیسم بالقوه ای اشاره می کند که از طریق آن قرار گرفتن در معرض آلودگی و استرس بارداری می تواند با اختلالات عصبی رشدی مانند اوتیسم مرتبط شود که احتمال آن در مردان چهار برابر بیشتر از زنان است.

بلاک اکنون یک محقق فوق دکترا در دانشگاه دوک است، جایی که هرگز تصور نمی کرد که در نهایت به پایان برسد. او مدت کوتاهی پس از دبیرستان در نیروی دریایی ثبت نام کرده بود و ارتش مسیر روشنی برای پیشرفت شغلی داشت. او می‌دانست که در کارش به‌عنوان همکار هواشناس خوب است، و نگران بود که اگر به مدرسه بازگردد، همه از او باهوش‌تر باشند. اما تشخیص مدیسون همه چیز را تغییر داد.

مایکل گفت: «او خودش آنجا کشتی را اداره می‌کرد. نیروی دریایی “100% دیگر آن چیزی نبود که او می خواست انجام دهد. این یک سوئیچ برای او بود. او می دانست، “من قرار نیست.” تمرکز و اولویت او بازگشت به مدرسه بود.»

پس از چند ماه اول حضور در یک کلاس درس در کالج، او شروع به اعتماد کرد که اراده او تا زمانی که متعهد باقی بماند، تعادل بین مدرسه و فرزندپروری را جبران می‌کند – او حتی وقتی با خود شروع به زایمان کرد، کتاب‌های حساب دیفرانسیل و انتگرال را به بیمارستان می‌برد. دختر دوم

او مدرک لیسانس خود را در دانشگاه کالیفرنیا، سن دیگو، قبل از درخواست برای تحصیلات تکمیلی در سراسر کشور به پایان رساند، زیرا مایکل، که در آن زمان شغل استخدامی در سن دیگو داشت، نمی دانست بعداً به کجا اعزام خواهد شد. پس از تصمیم او در مورد دوک، او توانست به کارولینای شمالی نقل مکان کند.

در دوک، او «بسیار استرس‌زا» بود و گه‌گاه سندروم خیانتکار را تجربه می‌کرد، به‌ویژه زمانی که متوجه شد تنها دانشمند لاتین و تنها دانشجوی فارغ‌التحصیل با بچه‌هایی است که در برنامه‌اش به عضویت درآمد. او به زودی سومین دخترش را باردار شد، زیرا آزمایشات او جواب نداد و مایکل مجبور بود از ساعت 5 صبح تا 11 شب کار کند.

بلاک سمیناری را به خاطر می‌آورد که در آن مجری گفت که زنان اسپانیایی تبار کمترین احتمال را برای ادامه تحصیل در دانشگاه دارند، که احساس می‌کرد «در اصل می‌گویند، «کمترین احتمال موفقیت را دارند». در حالی که این پیام مورد نظر سخنرانی نبود، «این بود. او گفت، پیامی بود که من آن را درونی کردم، و او احساس کرد که باید به جلو ادامه دهد تا هرگز مجبور نباشم در اتاقی بنشینم و به این که افرادی مانند من چگونه آخرین خواهند بود، بنشینم.

او افزود: “من فقط باید این ذهنیت را اتخاذ می کردم که چیزهای زیادی وجود دارد که خارج از کنترل من است.” “فقط لیست کوچکی از چیزهایی بود که واقعاً در کنترل من بود، بنابراین تنها کاری که می‌توانستم انجام دهم این بود که فقط روی انجام آن فهرست کارها تمرکز کنم.”

بلاک با توصیه‌ای درخشان به دوک آمد – یک افسر فرمانده نیروی دریایی نوشت: «هیچ کاری نمی‌تواند انجام دهد» و او به سطح بی‌نظیری از بلوغ و توانایی بالایی برای تعیین دقیق آنچه واقعاً مهم است مجهز شده بود. او در آزمایشگاه استاد روانشناسی و علوم اعصاب استاچی بیلبو پذیرفته شد

بلاک مدیسون را که در آن زمان 4 ماه داشت، در خانه خود در اوکیناوا، ژاپن نگه می دارد. با احترام کارینا بلاک

بررسی کرد که چگونه قرار گرفتن در معرض سموم محیطی یا استرس در دوران بارداری ممکن است بر ایجاد اختلالاتی مانند اوتیسم تأثیر بگذارد.

این موضوعی بود که بلاک از زمانی که شروع به خواندن کتاب های علوم اعصاب در کالج کرد، به آن علاقه شخصی داشت. او متعجب بود که آیا اگزوز جتی که او در نیروی دریایی ژاپن در معرض آن قرار گرفته بود، بر پیشرفت مدیسون تأثیر گذاشته است – به خصوص که دو دختر بعدی او هیچ عارضه ای نداشتند. با افزایش موارد اختلالات عصبی رشدی در سطح جهان، بلاک دوست دارد بداند که علم ممکن است بتواند به چنین سؤالاتی پاسخ دهد.

او گفت: “من نمی توانم ژنتیک خود یا ژنتیک همسرم را کنترل کنم، اما تا حدی ممکن است بتوانم عوامل محیطی را کنترل کنم.” «این سرنوشتی نیست که برای تو روی سنگ نوشته شده باشد. شما باید چیزها را تغییر دهید. قطعاً کارهایی در محیط وجود دارد که می توانیم برای بهبود کیفیت زندگی فرزندانمان، خودمان و نسل های آینده انجام دهیم. این چیزی است که به نظر من واقعاً الهام‌بخش است.»

انگیزه تحقیقات فعلی آزمایشگاه بیلبو شواهدی بود که قرار گرفتن زودهنگام در معرض آلودگی هوا را با تشخیص اوتیسم در میان کودکان در شهرستان دورهام مرتبط می‌کند، و همچنین مشاهده اینکه برخی از جمعیت‌ها در برابر سموم محیطی آسیب‌پذیرتر هستند.

بیلبو، نویسنده همکار در این مطالعه جدید، گفت: «به وضوح تنها آلودگی نیست، بلکه آلودگی هوا با عوامل دیگر در تعامل است. “این چیزی است که برای دنبال کردن مکانیکی جذاب بود.”

این تیم موش ها را در معرض آلودگی هوا و استرس قرار دادند و سپس نحوه رشد فرزندانشان را بررسی کردند. ابتدا، محققان ذرات دوده مانند اگزوز گازوئیل را در یک قطره مایع قرار دادند تا به ریه‌های موش‌های باردار برسانند. سپس، آنها مقداری از پنبه را از پیله خرس عروسکی که موش ها برای لانه سازی از آن استفاده می کنند، برداشتند تا استرس ناشی از بی ثباتی مسکن را تقلید کنند.

پیش از این، این تیم دریافته بود که قرار گرفتن موش‌های باردار در معرض استرس یا آلودگی هوا به تنهایی بر نحوه رشد فرزندان آنها تأثیری ندارد. اما، با هم، این دو عامل استرس زا منجر به فراوانی ارتباطات بین نورون ها – سیناپس ها – در توله های نر در ناحیه ای از مغز شد که برای درک نشانه های اجتماعی مهم است. به طور معمول، سیناپس های مرتبط با رفتارهای موفق حفظ می شوند و سیناپس های ضعیف از بین می روند.

حتی با وجود اینکه مادران استرس‌زا از نوزادان نر و ماده شیر می‌دادند و همچنین مادرانی که در معرض عوامل استرس‌زا قرار نمی‌گرفتند، مردها خجالتی بودند – آنها اردک لاستیکی را بیشتر از موش‌های دیگر دوست داشتند – و اطلاعات اجتماعی را به خوبی بر اساس ضبط‌های مغزی رمزگذاری نمی‌کردند. محققان فکر کردند که عامل این مشکل ممکن است کمبود سلول های ایمنی در مغز به نام میکروگلیا باشد که به طور معمول سیناپس های مغز را هرس می کنند.

بلاک گفت: «میکروبلیا می‌تواند با رویدادهای التهابی در محیط داخل رحمی یا پس از زایمان به چالش کشیده شود». در اینجا، فشارهای ترکیبی اعمال شده به مادران، تنوع طبیعی میکروگلیا را در توله‌های نر آنها تغییر داد، بنابراین میکروگلیاهای سیناپس‌خوار کمتری وجود داشت.

پینار آیاتا، محقق عصبی ایمونولوژی در دانشکده پزشکی ایکان در کوه سینا، که به این تحقیق وابسته نبود، گفت: «این کار نشان می‌دهد که سموم محیطی و عوامل استرس‌زای غیرشیمیایی در دوران بارداری می‌توانند اثرات مشابهی مانند عفونت‌های شدید بر رشد مغز داشته باشند. .

برای اولین بار، ما یک رابطه علی مستقیم بین عوامل استرس زای خارجی در رحم، تعداد ناکافی میکروگلیاهای هرس سیناپس در یک ناحیه خاص مغز، یک ناهنجاری مرتبط در تعداد سیناپس ها و فعالیت مغز، و رفتار خجالتی، مشابه آنچه که در اختلالات عصبی رشدی،” او افزود.

بیلبو گفت که در حالی که محققان «نمی‌توانند چیزی به پیچیدگی اوتیسم را در موش مدل کنند»، تغییرات رفتاری را می‌توان با استفاده از نقص‌های شناختی مشخص کرد. او فکر می کند که آنها می توانند در آینده مدل هایی برای سایر اختلالات عصبی روانپزشکی ایجاد کنند. بلاک همچنین گفت که در مدل‌سازی پیچیدگی ناامنی مسکن در موش‌ها محدودیت‌هایی وجود دارد، اما این یک معیار مفید است زیرا می‌تواند به صورت مزمن اعمال شود.

بلاک گفت: «ما در حال تلاش برای مدل‌سازی موقعیت‌های بسیار پیچیده انسانی در موش‌ها هستیم، اما از مطالعات اخیر می‌دانیم که، برای مثال، محرومیت از محله یک عامل اصلاح‌کننده برای آلودگی هوا و ارتباط آن با اوتیسم است.

آیاتا پیشنهاد کرد: تحقیقات آینده می تواند یک برچسب مولکولی برای کمک به شناسایی میکروگلیاهای هرس سیناپس پیدا کند تا بتوان سلول ها را برای مشاهده انقباض، انبساط یا حتی تبدیل به انواع سلول های دیگر ردیابی کرد. در نهایت، هدف می تواند ایجاد یک روش درمانی برای جلوگیری از دستکاری میکروگلیا توسط عوامل استرس زا محیطی باشد.

با این حال، محدودیت‌هایی برای کارهایی که علم می‌تواند انجام دهد وجود دارد، و بلاک فکر می‌کند مهم است که تغییرات زیست‌محیطی توسط قانون‌گذاران و تنظیم‌کننده‌ها ایجاد شود. او امیدوار است که کار آزمایشگاهش سیاست‌هایی را برای کاهش آلودگی و تضمین بارداری سالم‌تر، به‌ویژه برای مادران رنگین‌پوست شاغل، تشویق کند.

در مورد مدیسون، او اکنون 14 سال دارد و از پنجشنبه دبیرستان را شروع کرد. شنت‌های هیدروسفالی ممکن است با شکست مواجه شوند یا عفونت‌های ثانویه ظاهر شوند، بنابراین بلاک احساس خوشبختی می‌کند که سالم است و «سرصداترین بچه خانه» است.

او آواز می‌خواند، پیانو می‌نوازد، و رزومه‌ای چشمگیر از کنسرت‌های بازیگری در نمایش‌های مدرسه از نالا در «شیر شاه» تا آنی دارد. بلاک گفت: “او همیشه آواز می خواند و به دنبال ماجراجویی موسیقی بعدی است.”

مدیسون مانند مادرش مجذوب بارداری و زایمان است، اما نمی‌خواهد در آزمایشگاه محبوس شود. او که یک متخصص زنان مشتاق است، عاشق دیدن اسکن مغز و صحبت با پزشکان در ویزیت های سالانه اش است.

تصحیح: این داستان برای تصحیح شرح شغل کاریسا بلاک در نیروی دریایی، دلیل بازگشت همسرش به ژاپن و خدمت او در نیروی دریایی و زمان تشخیص هیدروسفالی مدیسون به روز شده است.