روزنامه نگار برنده جایزه نحوه ایجاد ارتباط معنادار با منابع را توضیح می دهد


امیلی وودراف

امیلی وودراف، یک گزارشگر مراقبت های بهداشتی برای New Orleans Times-Picayune/New Orleans Advocate، به عنوان یکی از برندگان جوایز AHCJ در سال 2021 برای برتری در روزنامه نگاری مراقبت های بهداشتی شناخته شد. مقوله های گزارش دهی و خط مشی سلامت (کوچک) در Health Journalism 2022.

او برنده شدن پوشش محلی COVID-19 تصویر واضحی از لوئیزیانا ارائه کرد بیمارستان ها، ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی و ساکنان با همه گیری مداوم و سایر رویدادهایی که بر سلامتی در جوامع تأثیر می گذارد، مانند طوفان شدید، اپیدمی مواد افیونی و سایر بیماری ها. وودراف در بسیاری از مقالات خود، حس ارتباط با افرادی را که در داستان هایش به نمایش گذاشته شده بود، در اختیار خوانندگان قرار داد.

در این «چگونه این کار را انجام دادم»، وودراف روند خود را برای ایجاد اعتماد با منابع و جان بخشیدن به داستان هایش به اشتراک می گذارد.

این مصاحبه برای اختصار و وضوح ویرایش شده است.

چگونه صحنه های جذابی را در مقالات خود خلق می کنید؟ نکات برتر شما چیست؟

احتمالاً می‌توانید در داستان‌ها بگویید که من با کسی در تعاملی بودم یا زمانی که با شخصی در محیط او ملاقات کردم. من فکر می کنم که خیلی کمک می کند. در طول کووید، ما نتوانستیم خیلی از این کارها را انجام دهیم، و این چیزی است که من از دست دادم. من فکر می کنم که خبرنگاران مراقبت های بهداشتی به طور کلی، باید زمان بیشتری را صرف مصاحبه با کسی برای هر مطلبی کنند. غالبا [health reporters] در حال مصاحبه با افرادی هستند که عادت به صحبت با رسانه ها ندارند. برای بسیاری از این داستان ها، شما باید مدتی را صرف کنید [with them]. شما باید نشان دهید که می دانید آنها از کجا می آیند. بنابراین، بسیاری از اوقات به نظر می رسد که فقط در مورد هر مشکلی که آنها با آن روبرو هستند مطلع شده اند.

خبرنگاران چگونه می توانند سعی کنند خود را به جای افرادی که با آنها مصاحبه می کنند قرار دهند؟

بخشی از آن است [reporting in the same community] در حالی که برای. داستان ها بر اساس داستان ها ساخته می شوند. این فقط شناختن جامعه و حضور در آنجاست. من همیشه می‌خواهم کسی که در داستان من است، وقتی آن را می‌خواند، این احساس را داشته باشد: «او می‌فهمد پایین رفتن چه حالی دارد. [my] خیابان و [feel] آن گرمای خورشید [as] پايين مي روم تا به ايستگاه اتوبوسم برسم تا بتوانم به وقت پزشكي بروم.» می‌خواهم بدانند که چون من آنجا بودم، تا جایی که می‌توانم، می‌فهمم که آن‌ها چه می‌گذرند. من فکر می کنم این مراقبت و اطلاع رسانی در مورد جامعه است.

دارم به داستان چند سال پیش فکر می کنم. من در باغ اجتماع به این مرد نزدیک شده بودم. من تازه به این محله مأمور شده بودم. می دانید وقتی منبعی نمی خواهد با شما صحبت کند چه احساسی دارید؟ می توانید بگویید. آنها مانند: “لطفاً بروید.” داشتم اون حال و هوا رو میگرفتم بنابراین من به این موضوع اشاره کردم که چگونه بیمارستان محلی شیوع بیماری لژیونر داشته است… من آن پنجره را به او دادم، من این چیزها را در مورد جامعه شما می دانم. … سپس او حاضر شد با من صحبت کند.

سال گذشته، شما در مورد اینکه چگونه کووید بر بیمارستان ها غلبه کرده است، مطالب زیادی نوشتید. الان از چه چیزی گزارش می دهید؟

من در مورد اینکه چگونه پرونده ها دوباره شروع می شوند، نوشته ام. من کمی در مورد توصیه‌های فاضلاب و ماسک نوشته‌ام که بازمی‌گردند اما اجباری نیستند. چالش این است که مردم نسبت به گذشته نگرش کاملاً متفاوتی نسبت به کووید دارند و من سعی می کنم آن را به روشی معنادار پوشش دهم. اعداد آنقدر زیاد می شوند که به نوعی بی معنی می شوند.

بنابراین، چگونه می‌توانید آن اعداد را به مردم مرتبط‌تر کنید؟

بستگی به داستان داره اگر یکی دو روز وقت داشته باشم، با محققین صحبت می کنم و می گویم: “می توانید من را با کسی در تماس باشید؟” یا، رسانه های اجتماعی را جست و جو می کنم و به دنبال افرادی می گردم که داستان را نشان دهند. من مدتی است که این موضوع را پوشش می‌دهم، بنابراین در این مرحله، این گروه از افراد و مخاطبینی را دارم که با آنها درباره موضوع خاصی صحبت کرده‌ام و چیز دیگری را ذکر کرده‌اند که جالب بود و من آن را حذف کردم. حالا من به آنها برمی گردم. تمام آن فعل و انفعالات کوچکی که من پیدا کرده بودم و گاهی اوقات کلیدی برای واداشتن خوانندگان برای دیدن خود در یک داستان هستند.

به همان چیزی که در ابتدا گفتید برگردیم. گفتی زیر آفتاب داغ خیابان را تا ایستگاه اتوبوس راه می‌روی تا بتوانی بگوییم که آنجا بوده‌ای. چگونه آن تکنیک را یاد گرفتی؟

من آن را در مدرسه روزنامه نگاری در کلمبیا یاد گرفتم. آنها مرا به محله ای در برانکس فرستادند و به من گفتند که داستانی را کشف کنم. [I learned] اگر در آنجا بوده باشید و ببینید که او در مورد چه چیزی صحبت می کند، نوشتن و درک اینکه چه چیزی از سر می گذرد بسیار آسان تر است [something]. در یک روزنامه، انجام این کار لوکس است، و من همیشه نمی توانم برای پیدا کردن فرد مناسب وقت بگذارم. اما می‌توانم به شما بگویم که وقتی بیرون می‌روم و با مردم صحبت می‌کنم… ترمیم‌کننده است.

چگونه توانستید منابع خود را به عنوان یک گزارشگر محلی متنوع کنید؟

من اغلب به دانشگاه های محلی متکی هستم تا مرا با کارشناسان مرتبط کنند، زیرا آنها اغلب سیاست های رسانه ای محدودتری نسبت به بیمارستان ها دارند. اما اگر از طریق موسسات دانشگاهی گذر می کنید، اغلب آن افراد دارای امتیازات پذیرش هستند… و می توانند با شما صحبت کنند. کسب‌وکارهای محلی یا کوچک آسان‌تر از شرکت‌های بزرگ هستند. برای مثال، جلب نظر داروسازان CVS دشوار است، بنابراین من به داروخانه های محلی مراجعه می کنم. همین امر در مورد خانه های عزاداری. باید به تماس خود ادامه دهید تا زمانی که کسی را پیدا کنید که بتواند با شما صحبت کند. این واقعیت گزارش در حال حاضر است – شرکت های بزرگ سیاست های رسانه ای سختگیرانه ای دارند – و آنها بر چشم انداز مراقبت های بهداشتی تسلط دارند.

چگونه مردم را وادار می کنید که به شما اعتماد کنند؟

یکی از چیزهایی که در مورد حضور در نیواورلئان و لوئیزیانا وجود دارد، و دلیلی است که من عاشق خبرنگار بودن در اینجا هستم، این است که مردم صحبت می کنند. من می توانم در ایوان کسی حاضر شوم و آنها بگویند: «بله. بیا داخل بشین.» در مورد داستان های پزشکی، گاهی اوقات همیشه اینطور نیست. این چیزی است که مردم گاهی اوقات در مورد آن احساس خصوصی می کنند. اما من فکر می کنم مردم اغلب فقط به دنبال این هستند که به آنها گوش داده شود.

این چیزی است که من همیشه سعی کردم در یک داستان انجام دهم، تا مردم احساس کنند که دارم به آنها گوش می دهم و درست متوجه شدم. گاهی اوقات به کسی برخورد می کنید که نمی خواهد صحبت کند. می توانید بی اعتمادی را حس کنید. اما من فکر می کنم این است [about] فقط گوش دادن و توضیح دادن مطمئن شوید که آنها می دانند که شما به عنوان یک روزنامه نگار چه کسی هستید. من متوجه شدم که فقط تماشا کردن [them] مفیدترین چیز بود مردم اغلب همیشه نمی دانند قانع کننده ترین چیز در مورد داستانشان چیست، می دانید؟ بنابراین، شما باید تماشا کنید و به دنبال لحظات واقعی باشید که در مقابل شما آشکار می شود.