اثر بزرگ کنترل‌های قیمت «متوسط» بر نوآوری دارویی



دیکنترل قیمت فرش در سنای ایالات متحده با هشدارهای وحشتناکی روبرو شده است که چنین رویکردی نوآوری را خفه می کند، خط لوله داروهای جدید را مسدود می کند و به قیمت جان انسان ها تمام می شود. آیا نوآوری آنقدر شکننده است که کاهش اندک سود غول های جهانی می تواند بر عرضه داروهای جدید تأثیر جدی بگذارد؟

شرکت های کوچک بیش از نیمی از داروهای جدید را تولید می کنند. با این حال داروهای گران قیمتی که قانونگذاران هدف قرار می دهند توسط غول های جهانی فروخته می شود. بسیاری از آنها آنقدر پول به دست می آورند که از طریق بازخرید سهام، سود «اضافی» را به سهامداران برمی گردانند. کنگره معتقد است که آنها می توانند بخشی از این سود اضافی را برای متعادل کردن بودجه فدرال یا مبارزه با گرمایش جهانی با خطر کمی برای بهره وری مصرف کنند.

این صنعت پاسخ می دهد که حذف بازده «بیش از حد» با کنترل قیمت، پایه مالی اکوسیستم نوآوری را از بین می برد.

تبلیغات

معضل سرمایه گذار

هنگامی که یک شرکت – بزرگ یا کوچک – به توسعه یک درمان جدید فکر می کند، بازده آینده را بر اساس توانایی دارو در کاهش هزینه مراقبت از بیماران تخمین می زند. برای مثال بیماری آلزایمر 355 میلیارد دلار در سال هزینه دارد که انتظار می‌رود تا سال 2050 به 1 تریلیون دلار در سال افزایش یابد. میلیارد و 3 میلیارد دلار در طول 10 سال به علاوه. با وجود این احتمالات، 143 دارو در کارآزمایی بالینی برای بیماری آلزایمر وجود دارد.

یک درمان موثر برای آلزایمر چه ارزشی دارد؟ حتی با 50 میلیارد دلار – پس انداز خالص بیش از 300 میلیارد دلار در سال – معامله خوبی برای کشور خواهد بود. اما آیا با کنترل قیمت امکان پذیر است؟ Humira، پردرآمدترین داروی امروز، بدون احتساب واکسن کووید-19 فایزر، سال گذشته 20.7 میلیارد دلار فروخت. آیا دولت اجازه می دهد که داروی آلزایمر بیش از دو برابر این سود را ایجاد کند؟

تبلیغات

اگر واشنگتن، به جای بازار، قیمت مواد مخدر را تعیین کند، مسئله ارزش در درجه دوم مصلحت سیاسی قرار می گیرد. شرکت‌ها و سرمایه‌گذارانی که داروی جدیدی را در نظر می‌گیرند، با دانستن اینکه واشنگتن قیمت «منصفانه‌ای» برای این دارو تعیین می‌کند، به احتمال زیاد خطر ابتلا به آلزایمر را ندارند. سود «بیش از حد» منطق تجاری برای تولید داروی آلزایمر است.

زمانی که گیلاد اولین داروهای بسیار موثر را برای درمان هپاتیت C معرفی کرد، درآمد 12 میلیارد دلاری که در یک سال به دست آوردند، بودجه را چنان تهدید کرد که Medicare و Medicaid دسترسی بیماران را به آنها محدود کردند. کنترل قیمت راه حل ساده ای برای هزینه هر قرص 1000 دلاری این داروها ارائه می کرد، اما هیچ انگیزه ای برای توسعه آنها در وهله اول وجود نداشت.

کارشناسان ارزیابی های متناقضی از کاهش مورد انتظار در تعداد داروهای تولید شده تحت قانون پیشنهادی ارائه می دهند.

محاسبه مرتبه بزرگی من نشان می‌دهد که کاهش پیش‌بینی‌شده کسری بودجه فدرال – صرفه‌جویی ناشی از کنترل قیمت‌ها – به میزان 288 میلیارد دلار در دهه آینده می‌تواند تولید 100 تا 250 دارو را تامین کند.

پژوهشگران USC-Brookings Schaeffer Initiative for Health Policy تخمین زدند که این صنعت طی 30 سال 10 دارو را از دست خواهد داد و تهدید داروهای توسعه نیافته را رد کردند زیرا احتمالاً «تأثیر کمی بر سلامت آینده آمریکایی‌ها خواهد داشت».

گروهی از دانشگاه شیکاگو تعداد داروهای از دست رفته را در 30 سال آینده 135 دارو اعلام کردند و با صحبت در مورد سرطان (که نیمی از کل تحقیقات بالینی را تشکیل می دهد) به این نتیجه رسیدند که قانون پیشنهادی «فعالیت های بزرگی را که در حال حاضر در حال انجام است تا حد زیادی کاهش خواهد داد. فعال ترین کلاس دارویی به نوبه خود، این امر مرگ و میر ناشی از سرطان را افزایش می دهد.»

به نظر می رسد دفتر بودجه کنگره (CBO) با هر دو گروه موافق است. در ژانویه 2022، کاهش 10 درصدی از کل تولید 1300 داروی جدید را طی 30 سال آینده پیش بینی کرد. در ماه ژوئیه، CBO پیشنهاد داد که از دست دادن فقط 10 دارو خواهد بود، سپس این تعداد را به 15 افزایش داد.

تحلیل‌های بروکینگز، شیکاگو و CBO همگی به این نتیجه رسیدند که از دست دادن احتمالی داروهای جدید ناشی از کنترل قیمت‌ها، مطابق با مطالعات قبلی، متناسب با از دست دادن درآمد خواهد بود. گروه شیکاگو کاهش 18 درصدی درآمد صنعت را پیش بینی کرد. آیا توسعه دهندگان داروهای آلزایمر به طور مشابه خط لوله را با 26 دارو کاهش می دهند یا بدون هیچ راهی برای تخمین قیمت های کنترل شده در آینده، به سادگی کنار می روند؟

مشکل پیش‌بینی‌های «کارشناسان» این است که آنها در نوآوری متخصص نیستند. داده‌های آن‌ها که نشان می‌دهد داروها قبلاً چگونه به تغییرات درآمد واکنش نشان داده‌اند، تحت سلطه بازدهی بزرگ‌ترین شرکت‌ها هستند که می‌توانند تغییرات متناسبی در بودجه‌شان ایجاد کنند. اما شرکت‌های کوچک هیجان‌انگیزترین و بالقوه‌ترین کشف دارویی را انجام می‌دهند. شرکت‌های بیوتکنولوژی در مراحل اولیه، نسخه‌های مینیاتوری شرکت‌های چندملیتی نیستند. آنها در خدمت هدف خاصی هستند – نوآوری – و بسیار متفاوت از همتایان بزرگتر خود عمل می کنند.

قیمت های بازار آزاد مورد نیاز است؟

بهره وری به یک اکوسیستم سالم بستگی دارد که امکان تقسیم مسئولیت، ریسک و بازده را بین شرکت های بزرگ و کوچک فراهم می کند. در حالی که شرکت‌های بزرگ داروسازی از زیرساخت‌های جهانی برای تحقیق، توسعه، فروش و توزیع پشتیبانی می‌کنند، کوچک‌ترین شرکت‌ها کاملاً بر روی آزمایش‌های بالینی تمرکز می‌کنند. آنها هیچ درآمدی ندارند، اما دست به دهان زندگی می کنند، بسته به “داده های خوب” از آزمایش های فعلی برای تامین مالی آزمایش های بعدی. پول آنها از سرمایه گذاران خطرپذیر و سرمایه گذاران نهادی مانند صندوق های بازنشستگی می آید.

برای جذب سرمایه، پروژه های پرریسک به بیشترین بازده آتی نیاز دارند تا زیان های مورد انتظار را پوشش دهند. حتی کاهش اندک در درآمد بالقوه می تواند بیوتکنولوژی را برای سرمایه گذاران نهادی که می توانند پول خود را در صنایع ایمن تر و سودآورتر قرار دهند، زیر آستانه قرار دهد.

تعداد کمی از بیوفارماهای خارجی متوجه می شوند که بازده سرمایه گذاری در داروهای جدید به طرز خطرناکی ناچیز است. تعداد اندکی از محصولات پرفروش، مانند واکسن‌های Humira و Covid-19، به فروش دو رقمی میلیارد دلاری دست یافته‌اند. اما مطالعات دیلویت نشان می‌دهد که سود صنعت از توسعه دارو، به استثنای دارایی‌های مرتبط با کووید-19، در سال 2021 به میزان ناچیز 3.2 درصد بوده است که بسیار پایین‌تر از سطحی است که هزینه و ریسک دنبال کردن داروهای جدید را توجیه می‌کند. حتی کاهش اندک درآمد می تواند سود مورد انتظار را منفی کند و سرمایه گذاران را به سمت صنایع دیگر سوق دهد. جالب توجه است که اگر محصولات همه گیر را در نظر بگیریم، بازدهی بیش از دو برابر به 7.0٪ می رسد که نشان دهنده حساسیت بازار و تأثیر عملکردهای خارق العاده است.

«بلاک‌باسترها» مشخصات منحصر به فرد ریسک-پاداش سرمایه‌گذاری در بیوفارم را مشخص می‌کنند. تعداد بسیار کمی از محصولات تقریباً تمام پول را به دست می آورند. به طور متوسط، تقریباً 10٪ از تمام داروهای آزمایش شده در آزمایشات بالینی تأیید می شوند. از این میان، تحقیقات من نشان می‌دهد که 20 درصد از نظر تجاری موفق هستند و هم هزینه‌شان و هم هزینه شکست‌های فراوان را پوشش می‌دهد. از تقریباً 2٪ داروهایی که به اندازه کافی سودآور هستند، تنها تعداد کمی از آنها بازدهی بزرگ را ایجاد می کنند که عموم مردم روی آن تمرکز می کنند. علیرغم ماهیت بسیار متمرکز فروش صنعت، همه شرکت ها به طور مستقیم یا غیرمستقیم به این پول وابسته هستند.

بزرگ‌ترین شرکت‌ها در نهایت با تعداد نامتناسبی از بلاک‌باسترها مواجه می‌شوند، زیرا بسیاری از موفق‌ترین استارت‌آپ‌ها به‌جای پرداختن به هزینه‌های اضافی – اغلب صدها میلیون دلار – و ریسک بازاریابی، به دنبال خرید هستند. بازگشت به معدود محصولات بسیار سودآور – و به احتمال زیاد کنترل شده – از کشف دارو در سراسر صنعت پشتیبانی می کند، نه صرفاً با تحقیق و توسعه داخلی بلکه از طریق مشارکت، موافقت نامه های صدور مجوز و خرید. بازخرید سهام سرمایه را برای سرمایه گذاران نهادی و انگیزه ای برای سرمایه گذاری مجدد در بیوتکنولوژی فراهم می کند.

پیشنهاد دموکرات ها خواستار شروع کنترل ها با 10 دارو در هر سال است که بیشترین هزینه را برای دولت و بیشترین درآمد را برای داروها ایجاد می کند. این تعداد در دهه آینده به 20 دارو در سال افزایش خواهد یافت. اما هنگامی که مکانیسم کنترل قیمت ها ایجاد شد، آیا سیاستمداران در برابر اصرار برای گسترش برنامه مقاومت می کنند؟

شکست داروسازی و کنگره در درک نوآوری

در پاسخ به افزایش درآمد، سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه توسط شرکت‌های بزرگ بیو دارو از سال 2000 بیش از سه برابر شده است. لایه های مدیریت و سربار مورد نیاز برای عملیات جهانی سریعتر از خروجی رشد کرده اند. فارما باید از سرمایه کارآمدتر استفاده کند وگرنه یک هدف سیاسی باقی خواهد ماند. برای انجام این کار، نه صرفاً در مشارکت و خرید شرکت‌های بیوتکنولوژی، بلکه در رشد جامعه کارآفرینی، باید بیشتر سرمایه‌گذاری کند.

به نوبه خود، سیاست گذاران با مشکلی دست و پنجه نرم می کنند. هیچ کس نمی تواند این واقعیت را تغییر دهد که هزینه توسعه درمان های جدید بالا است و همچنان به رشد خود ادامه خواهد داد، زیرا پیچیدگی علم و هزینه مراقبت افزایش می یابد. اگر قیمت ها بالا نبود، شرکت ها نمی توانستند دارو بسازند. تا زمانی که سیاست گذاران مشکل را به عنوان قیمت های بالا تعریف کنند، نوآوری در خطر خواهد بود.

خبر خوب این است که داروها به طور کلی مقرون به صرفه هستند، به این معنی که صرفه جویی در مراقبت از بیمار و بهره وری مجدد از هزینه آنها بیشتر است. دولت ۱۹ میلیارد دلار برای توسعه واکسن کووید هزینه کرد. اهدای رایگان آنها جان 2 میلیون نفر، 900 میلیارد دلار هزینه مراقبت های بهداشتی و تریلیون ها دلار کاهش بهره وری را نجات داد. اگر واشنگتن داروها را به قیمت امروز برای نیازمندان بخرد، پول بیشتری به دست خواهد آورد.

اگر خراب نباشد…

راه حل برای مقرون به صرفه بودن استفاده از کنترل ها برای تعیین قیمت کمتر از هزینه تولید داروهای جدید نیست. این صندوق ها از مشارکت بین شرکت های کوچک و بزرگ حمایت می کنند که نوآوری را حفظ می کنند. واکسن‌های کووید از بیوتکنولوژی‌های کوچک سرچشمه می‌گیرند. شرکت های بزرگ داروها را از طریق آزمایشات بالینی وارد کردند و میلیاردها دوز را در زمان بی سابقه به بازار تحویل دادند. زمانی که ریسک و سرمایه مورد نیاز از توان بازار فراتر رفت، دولت این فرآیند را پذیرفت.

پزشکی مولکولی فرصت بی سابقه ای را برای درمان بیماری ها ارائه می دهد. آمریکایی‌ها با همکاری یکدیگر باید تا حد امکان از یک اکوسیستم نوآوری قوی حمایت کنند و امیدوار باشند که وقتی بحران‌های پزشکی بعدی رخ می‌دهد، برای آنها شخصاً یا جامعه، بیوفارما درمان‌هایی در دسترس داشته باشد.

استندیش فلمینگ عضو موسس شرکت فوروارد ونچرز مستقر در سن دیگو است که در شرکت‌های بیودارویی در مراحل اولیه و استارت‌آپ سرمایه‌گذاری می‌کند.